تاريخ : پنجشنبه 27 مهر1391 | 0:2 | نویسنده : دانش آموزان jakash

به نام خداوند یکتا

درهرایرانی که گوگوش را بشناسد ویا حداقل یک فیلم از او دیده باشد علاقه به این دختر پیدا میشود ومانیز به خاطر علاقه به او وبا اجازه شخصی ازاومطالب خصوصی زندگی اورابه طورحقیقی وکامل در اختیار کاربران گرامی قرار داده ایم0

توضيحاتي درباره ي گوگوش(فائقه آتشین):

گوگوش در 18بهمن 1331هجری مطابق با7فوریه1951میلادی در منزلی واقع در خیابان سرچشمه تهران به دنیا امده است.نام فائقه را براساس نام مادرش يعني فائزه انتخاب کرده اند0اواولین فرزندخانواده بودودارای یک برادر به نام فریدون بود که یک سال وهشت ماه از گوگوش کوچکتر بود0که در سن 24سالگی فوت کردوگوگوش 2سال داشت که پدر ومادرش از هم جداشدندوبه بدبختی های این دخترخردسال افزوده گردید۰گوگوش نام کمیابی است ویک نام(ارمنی یا تاجیکی)است که نام مرد است0پدر او صابرآتشین اهل سراب بود0در سن 12سالگی یک مردپاکستانی خوب به نام عبدالغفورآهنگی برایش ساخت به نام(آی خانم کجا میروی)ترانه بعدی او به نام شهرزاد قصه گو که آهنگساز آن حسن شماعی زاده بودراخواند0او هنوز کوچک بود که وسه سال داشت كه پا به عرصه موسیقی گذاشت واو یکی از محبوبترین خواننده ایرانی است ودر تاجیکستان افغانستان،پاکستان طرفداران زیادی دارد0وبه او لقب *شاه ماهی موسیقی ایران* داده اند0گوگوش دارای یک فرزند به نام کامبیز است که فرزند او نیز راه مادر را دنبال کرده است ودر لسانجلس به صنعت موسیقی می پردازد0گوگوش تا سال 1379 در ایران بود ودر سال1379(2000میلادی)به امریکا رفت وپس از بیست سالدوباره خواند0گوگوش سه بارازدواج کرده است همسر اول اومحمود قربانی پدر کامبیز است وهمسر دوم او بهروز وثوقی بازیگر ماهر قدیمی ایران است وهمسرسوم اومسعود کیمیایی کارگردان مشهور ایرانی است که کلا از این سه ازدواج یک فرزند به نام کامبیز دارد گوگوش دارای مدرک تحصیلی متوسطه است او فعالیت هنری خود را با عملیات آکروباسی درسال 1334آغاز کرد ودرسال 1338فعالیت هنری خود را به گونه ی دیگری به صورت خوانندگی اغاز کرد0شروع فعالیت اودرسینما به سال1339بابازی درفیلم بیم وامید برمی گردد0گوگوش درسال1971دربرج ایفل یک ماه خواند0گوگوش200ترانه خواندو29فیلم بازی کرد0اوبه خاطربازی در فیلم بی تا جایزه ی سپاس گرفت که درآن زمان آن جایزه ارزش زیادی داشت مثل اسکار امروزی گوگوش قرار بود درسال1379در فیلم همسرش بازی کند که بامخالفت وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی مواجه شد0لازم به ذکراست که گوگوش در سن 3سالگی دوبرابر ونیم پدرش حقوق می گرفت به طوریکه درسن3سالگی نان آور خانه بود0گوگوش وپدرش باهم درفیلم های آسمون بی ستاره و حسین کرد وفرشته فراری وگنج ورنج وشب فرشتگان بازی کرده اند0بیشترین فیلم رادرسال1346 تولید کرده است اما محبوترین کارهای اواز53به بعد است

محمدامین لطفی



تاريخ : دوشنبه 3 مهر1391 | 18:52 | نویسنده : دانش آموزان jakash

صبح روز 15خرداد راهی شدیم تا لحظه ی حرکت مردّد بودم که از کدام جاده برم، «تهران – سمنان » یا «شمال» این تردید با من بود تا این که تابلوی تهران – اتوبان مرا به سوی خویش کشاند و تردیدها تمام شد.

تا تهران که مورد خاصی نبود جاده بود با زخم هایی که گذشت روزگار بر تنش نشانده بود و ما بودیم و ماشین و سرعت 120کیلو متر . اما گاهی زخم های جاده آنچنان عمیق بود که باید برای تسلایش به آرامی از رویش عبور می کردی و الا قهرش ما را می گرفت و خدای نکرده بلایی سرمان می آمد. این بود که با احترام کامل به راهمان ادامه دادیم .

به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید /    مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من .

از قزوین به بعد جو جاده به کلی عوض می شد  هم  زخم های جاده التیام یافت و هم  تعداد ماشین ها زیاد شد و همه  به سرعت می شتافتند به سوی پایتخت تا از قافله عقب نمانند .

هرچه که به پایتخت نزدیک می شدم دلهره ی عجیبی مرا فرا می گرفت این دلهره ناشی از رفتن به سویی پایتخت نبود بلکه دلهره ی قدیمی بود از قدیم در این جاده به من دست می داد .شاید کمی خنده دار باشد برای کسی که سال هاست رانندگی می کند. اما حقیقت این است که که من هر بار که از این راه رفتم یک داستانی داشتم .یادم است اولین باری که به مقصد مرقد امام  وارد این جاده شدم بعد از این که حسابی در خیابان های تهران سر در گم شدم به ناگاه خود را در کنار ورزشگاه آزادی دیدم همان جا ایستادم به تماشای آزادی  که خاطرات جوانی را برایم زنده می کرد . برای ادامه راه آدرس مرقد را از مرد روزنامه فروشی پرسیدم : «آقا ببخشید می خوام برم مرقد امام از کدوم طرف برم ؟» مرد جوان با خونسردی و جدیت پرسید مرقد امام چندم می خوای بری ؟ ... و تحب مرا که دید راه بهشت زهرا را نشانم داد .

یک بار دیگر در همان حوالی از پیر مردی نشانی  شهر ری را پرسیدم .پیرمرد سرش را بالا کرد نگاهی به خیابان ها و ماشین ها کرد و رو به من گفت پسرم این جا همه طرف خیابانه من چه جوری به تو آدرس بدم

ومن هم به سمتی که او نگاه می کرد نظری انداختم او حق داشت همه طرف خیابان بود و ماشین هایی که به سرعت می تاختند انگار همگی خیلی دیرشان شده بود.!

و یک بار دیگر که تجربه ی بیشتری پیدا کرده بودم و می دانستم بزرگراه آزادگان آن هم آزادگان جنوبیش ما را به آزادی می رساند.! بدون پرسیدن آدرسی وارد آن  برگراه شدم باز هم همان ماشین ها تمام خطوط و به قول بعضی ها «لاین ها» را پر کرده بودند و از آینه که  پشت سر را نگاه می کردی خیل عظیم ماشین هارا می دیدی که  مثل گله ی گور خرها که شیرها دنبالشان کنند به سرعت می تاختند. تا به آزادی برسند یا شاید هم  بازهم دیرشان شده بود خیلی بیشتر از قبل . در همین تاخت و تاز گوره خر وار ماشین ها من هم به آرامی از سمت راست جاده در حال حرکت بودم که به ناگاه چند متر جلوتر اتوبوس غول پیکری از آن اسکانیاهای ساخت کفار را دیدم که با همان سرعت 120کیلومتری داشت به جاده ی فرعی سمت راست می پیچید بدون این که ماشین مارا عددی حساب کند و من یک لحظه پدال بیچاره ی ترمز را با تمام توان فشار دادم وآن غول آهنی میلیمتری از جلوما رد شد درست  به اندازه ی همان فاصله ای که فردوسی پور در حرکت آهسته فوتبال می ماند که آفساید بود یه نه و بررسی آن را به کارشناسان می سپارد ! اما خدا را شکر عمرمان به دنیا بود و به خیر گذشت .

واین بارهم که من می دانستم بعد از عوارضی تهران باید وارد آزادگان شوم با خیال آسوده تری می راندم اما هرچه بیشتر منتظر ماندم عوارضی را کمتر یافتم واقعا مثل این بود که عوارضی محو شده بود . هرچه  جلوتر می رفتم برج میلاد با آن قد و قواره ی درازش که چند کیلومتر قبل خود نمایی کرده بود نزدیک و نزدیک تر می شد تا این که سر انجام خودمان را در کنار آن دیدیدم .برجی سیمانی که سر برافراشته بود و از آن بالا نگهبان پایتخت بود و شاید هم با دماوند همانکه ملک الشعرای بهار «دیو سفیدش» نامیده بود سر و سرّی داشت .

       ای دیو سفید پای در بند       ای گنبد گیتی ای دماوند

یاد بهار به دخیر اگر زنده بود شاید شعری هم برای برج میلاد می سرود و شاید هم دیو درازش می نامید . ای دیو دراز بسته در بند ......

دمی در کنار آن دیو دراز آهنگ توقف کردیم و عکسی به یادگار گرفتیم واز جوانکی آدرس گرفتیم وراهی شدیم و چون روز تعطیل بود به راحتی جاده ی گرمسار – سمنان را پیدا کردیم .

در ادامه مسیر وقتی از تهران خارج می شوی دیدن تابلوها ی مسیر گاهی آدم را قلقلک می دهد « به پاکدشت خوش آمدید»  یاد همان مردکی می افتی که چندین پسر بچه را به طرز فجیعی کشته بود یا گاهی مو بر اندان آدم سیخ می کند : « کهریزک » . که البته احتیاج به توضیح ندارد وبدون شرح است !

بعد از تهران تا خود مشهد مسیر راست و مستقیم است .هرچه قدر که از تهران دورتر می شوی انگار طبیعت هم فقیرتر می شود تا چشم کار می کند مناظر و کوهها عبوس و غمگین  وگرفته اند .نه جنبنده ای دیده می شود نه روینده ای . در بعضی جاها حتی خاری هم دیده نمی شود .همان جا این تشبیه به ذهنم رسید : طبیعت عریان لخت مادر زاد .

تا دامغان وضع به همین منوال است ولی خود دامغان با درختان سر سبزش چشم را می نوازد .ادامه ی راه باز  وضع همان است الا این که دو چیز خود نمایی می کند یکی خار های انبوه اطراف جاده که در گذشته به عنوان هیزم جمع می کردند و می فروختند و محمود دولت آبادی هم در رمان «کلیدر» آن را تصویر کرده است. و دیگری  دوربین هایی که از تیر های کلفت آهنی آویزان شده اند و تو را می پایند تا دست از پا خطا نکنی چرا که جاده آن قدر در بعضی جاها راست و مستقیم است  که انسان را بد جوری وسوسه می کند تا سرعت بالا را تجربه کند اما تا به خودت بجنبی دوربین دیگری عین ناظم مدرسه در کناردانش آموز شلوغ سبز می شود و تو به ناگاه سرعتت را کم می کنی و عین بچه ی مثبت دست در جیب و سر به زیر راه می روی و به محض این که آن غول آهنی با چشم گنده از نظرت ناپدید می شود پا را روی گاز فشار می دهی و دوباره از دور غول دیگری نمایان می شود و تو به ناچار دست به سینه از کنارش رد می شوی.در ادامه مسیر بعد از شاهرود شهری خود نمایی می کند که تابلویش حس غریبی به آدم می دهد و می شود لحظاتی  الکی خوش شد : « میامی »  همنام شهری در آمریکا که هر وقت صحبت بسکتبال آمریکا می شود نامش زیاد شنیده می شود . ومن به شوخی گفتم بعد از میامی می ریم واشنگتن دی سی و بعد ازان هم سری می زنیم به نیو یورک و بر می گردیم مشهد!

جالب است که با گوگل که کلمه ی میامی را جستجو می کنید اول سایتی در باره ی میامی آمریکا دیده می شود زیر آن هم سایتی در باره ی میامی خراسان .

محمدامین لطفی



تاريخ : دوشنبه 3 مهر1391 | 18:17 | نویسنده : دانش آموزان jakash

حل مساله :هنری است عملی مانند شنا و دوچرخه سواری ونواختن پیانو و این هنر را می توان یاد

گرفت . البته با آموزش راه های حل مساله و…..

در حل مساله و آموزش آن تسلط بر موضوع مساله نکته ی بسیار مهمی است و به طور خلاصه تسلط بر

ریاضی یکی از کلیدی ترین نکات است .

در ابتدا راه حل های مختلف برای هر مساله وجود دارد و شما ممکن است راه حل های مختلفی را

 آزمایش کنید و حتی به جواب برسید اما به قول لایپ نیتس راه حل خوب است به شرطی که از همان

 آغاز بتوان پیش بینی کرد که به دنبال کردن آن می توان به هدف رسید .

در کلاس های درس به دانش آموزان فرصت تفکر بدهید . ممکن است راه حلی که به ذهن یک دانش آموز

خلاق می رسد به ذهن معلم کلاس نرسد .

هنر معلمی پاسخگویی به سوالات دانش آموزان نیست بلکه یاددهی شیوه های استدلال صحیح و

نو آفرینی است

این نکات را معلمانی می توانند در کلاس درس به نحو مطلوب اجرا کنند که خود آموزش کافی دیده

باشند که متاسفانه این طور نیست و یا لااقل به طور عام این طور نیست .

جرج پولیا معتقد است که حل مساله چیزی جز کشف نیست و بر عکس به شرط آن که هم در انتخاب

نوع مساله ها و هم در شیوه ی کار با آن ها راه و رسمی درست در پیش گرفته شود .

محمدامين لطفي



تاريخ : چهارشنبه 14 تیر1391 | 12:31 | نویسنده : دانش آموزان jakash
ستاره های درخشان نمونه دولتی علامه طباطبایی
 
(کلاس اول های با حال و قهرمان) درخششتان به

 مدارس تیز هوشان را به تمام همکاران اعم از

 آموزشی وپرورشی و شما عزیزان وخانواده های

 محترمتان تبریک و تهنیت عرض می نمائیم



تاريخ : دوشنبه 1 خرداد1391 | 21:34 | نویسنده : دانش آموزان jakash

مسلمان کسی است که هم درد خدا را داشته باشد و هم درد خلق خدا را .

اساس آموزش و پرورش ساختن ماشین نیست، بلکه ساختن انسان است ...

 

تا خدا بوده و هست ، معلم بوده و هست و هر روز ، روز معلم هست . معلمی هنر است ، و معلمی عشقی است آسمانی روزتان مبارک   . . .

۱۰۰۰ گل سرخ تقدیم به معلم عزیزم  که به من درس صبر و وفاداری آموخت . و مرا در سرزمین دانش بارور ساخت . معلم عزیزم روزت مبارک . . .

خدا تو را می خواسهمه قبیله من عالمان دین بودند

همه قبیله من عالمان دین بودند مرا معلم عشق تو شاعری آموخت

سپاسگزار همچون معلمی هستم که اندیشیدن را به من آموخت نه اندیشه ها را

معلم با تو من یاد گرفتم که چگونه زنده باشم و چگونه زندگی کنم . . .

از پدر گر قالب تن یافتیم از معلم جان روشن یافتیم

معلمی شغل نیست هنر است عشق ایثار و فداکاریست. معلم عزیز روز معلم را به شما تبریک می گویم و از زحماتتان تشکر میکنم . . .

معلم باغبان باغ عشق است معلم قافله سالار عشق است

 همه کار معلم کار عشق است

محمدامين لطفي

 



تاريخ : چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 | 7:5 | نویسنده : دانش آموزان jakash
                                                 

چند مرده حلاجید با :                                                    

معمای توپ های سنگین

       (به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید)



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 | 6:55 | نویسنده : دانش آموزان jakash

معمایی سخت که هرکسی قادر به حل اونه به ادامه ی مطلب بره!   طراح سوال:دکتر حسابی



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 | 6:46 | نویسنده : دانش آموزان jakash
تاثیر نماز بر فشار خون



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 25 اردیبهشت1391 | 20:50 | نویسنده : دانش آموزان jakash
(ده درس پیرامون امر به معروق و نهی از منکر)

درس اول : جايگاه امر به معروف در قرآن وروايات



سيماي امر به معروف

  • امر به معروف ، نشانه عشق انسان به مكتب است .
  • امر به معروف ، نشانه علاقه انسان به سلامت جامعه است.
  • امر به معروف ، نشانه فطرت بيدار جامعه است.
  • امر به معروف ، مايه تشويق نيكوكاران جامعه است.
  • امر به معروف ، مايه تذكر و آگاه كردن افراد جاهل است.
  • امر به معروف ونهي از منكر ،گاز وترمزي است كه ماشين جامعه را هدايت مي كند .
  • امر به معروف ونهي از منكر والدين است كه اساس تربيت كودك را تشكيل مي دهد.
  • امر به معروف ، سبب دلگردمي وتقويت افراد كم اراده مي شود.
  • امر به معروف و، نشانه حضور در صحنه است .
  • نهي ازمنكر ، جبران كننده كمبود تقوي بعضي از افراد جامعه است.
  • امر به معروف ، جامعه را رشد مي دهد ونهي ازمنكر ،جامعه را از سقوط نجات مي دهد.
  • امر به معروف ونهي ازمنكر ، نشانه غيرت ديني و احساس مسئوليت است.
امر به معروف ونهي ازمنكر ، نوعي نظارت عمومي است.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 25 اردیبهشت1391 | 20:33 | نویسنده : دانش آموزان jakash
تاثیر نماز بر شادابی جسم و روح



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 25 اردیبهشت1391 | 18:47 | نویسنده : دانش آموزان jakash
                     تاثیر نماز بر افزایش عمر



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 25 اردیبهشت1391 | 18:41 | نویسنده : دانش آموزان jakash
اثر نماز بر کاهش اضطراب



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 25 اردیبهشت1391 | 15:1 | نویسنده : دانش آموزان jakash
رواشناسي انگشتان دست
آیا تا به حال به‌طور دقیق به انگشتان دستان خود نگاه كرده‌اید؟
 آيا تا به حال فكر كرده‌اید به كدام یك علاقه بیشتری نسبت
 به بقیه دارید؟ با دقت نگاه كنید؛ همان انگشتي كه
دوستش داريد، به سمت موفقيت اشاره مي‌كند!

لطفا به ادامه مطلب برويد...

تاريخ : یکشنبه 24 اردیبهشت1391 | 23:23 | نویسنده : دانش آموزان jakash

به نام خداوند جان آفرین

حکیم سخن درزبان آفرین

 

(مسابقات انشای نماز )

 

نویسنده :

محمدرضاپازکی

سید امیر پویا بنی هاشمیان

موضوع انشا:

روشنی بخش دلها

پایه ی سوم راهنمایی تحصیلی

مدرسه ی نمونه دولتی علامه طباطبایی

استان شهرستان:

زنجان

ناحیه ی 2

ساتحصیلی :91-1390



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 20 اردیبهشت1391 | 19:3 | نویسنده : دانش آموزان jakash

sms2op.blogfa.com



تاريخ : چهارشنبه 20 اردیبهشت1391 | 18:58 | نویسنده : دانش آموزان jakash

 اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

 

 



تاريخ : چهارشنبه 20 اردیبهشت1391 | 18:56 | نویسنده : دانش آموزان jakash

به نام خدا

عشــــــق با دانــــــــش متمم میشود

               هرکه عاشــــــــق شد معلـــــــــم می شود ..

روز معلم به تمام کسانی که حتی  یه کلمه به من آموختند تبریک



تاريخ : چهارشنبه 20 اردیبهشت1391 | 18:31 | نویسنده : دانش آموزان jakash



تاريخ : سه شنبه 19 اردیبهشت1391 | 19:49 | نویسنده : دانش آموزان jakash
1. قرآن داراي چند «سوره» است؟
2. قرآن چند «آيه» دارد؟
3. چه تعداد «نقطه» در قرآن به كار برده شده است؟
4. قرآن چند «فتحه» دارد؟
5. قرآن به چند «ركوع» تقسيم شده است؟
6. قرآن چند بسم الله الله الرحمن الرحيم» دارد؟
7. چه تعداد «محل وقف» در قرآن وجود دارد؟
8. قرآن داراي چند «حزب» است؟
9. چند «كسره» در قرآن به كار رفته است؟
10. چه تعداد «تشديد» در قرآن وجود دارد؟
11. قرآن كريم داراي چند «حرف» است؟
12. قرآن چند «ضمه» دارد؟
13. چند «مدْ» در قرآن به كار رفته است؟
14. قرآن داراي چند «جزء» است؟
15. قرآن چند «بسم الله» دارد؟
16. قرآن داراي چند كلمه است؟
17. قرآن چند «همزه» دارد؟
18. قرآن با چند «بسم الله الرحمن الرحيم» شروع مي‌شود؟
19. نام «قرآن» چند بار در قرآن آمده است؟
جواب ها رادر ادامه مطلب ببینید

(سبهرال تاروردی)



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 19 اردیبهشت1391 | 17:57 | نویسنده : دانش آموزان jakash

نماد های سفره هفت سین

در این سفره (هفت سین) هفت، عدد  جاودانگی و کمال است و چیزهایی که در سفره نوروز می گذارند در مناطق مختلف گوناگونی بسیار دارد. بسیاری نیز با آنچه در دیگر سفره ها می گذارند، مشترک است. شماری از اینها چنین است:

از سین ها: سیب، سرکه، سماق، سنجد، سبزی، سبزه، سمنو، سپند، سنبل، سوهان، سنگک، سیاه دانه و سکه.

از شین ها: شهد، شکر، شمع، شمشاد، شانه، شیرینی، شربت. 

از میم ها:میوه، ماهی، مرغ، ماست، مربا، مسقطی، میگو.

از خشکبار: سنجد، کشمش، انجیر، توت، برگ هلو، برگ زردآلو.

از آجیل ها: نخودچی، گندم و شاهدانه، بادام، گردو، تخمه کدو، تخمه آفتابگردان، تخمه هندوانه و تخمه خربزه.

 

از شیرینی ها: نقل، باقلوا، حلوا، عسل، شکر، نان برنجی، نان بادامی، نان نخودچی، پشمک، قطاب، زنجبیل، حاج بادام، لوز، کلوچه.

از میوه ها: خرما، نارنج و هر میوه ای که فراهم باشد.

از دیگر خوردنی ها: نان، شیر، پنیر، تخم مرغ.

از موارد مقدس و متبرک: قرآن مجید، ، آینه، آب، گلاب، شمع.

نماد آنچه در سفره می گذارند  :

قرآن مجید: نشانه استواری ایمان، زینت بخش سفره نوروزی مسلمین است که پس از تحویل سال همه آن را زیارت کرده و چند آیه ای برای تبرک می خوانند.

سفره: نماد گستردگی جهان است و سفیدی آن نشانه پاکی و سفیدبختی.

آینه: نماد جهان بی پایان و بارگاه خداوندی است.

 

شمع: به تعداد اعضای خانواده برای آرزوی شادی و روشنایی زندگی آنها. شعله افروخته نماد روشنایی و فروزه های جاودانه است.

جامی پر از آب با چند قطره گلاب: نشانه تازگی و نماد باروری و وجود زندگی. چند برگ نارنج به نشانه آرزوی سرسبزی روی آب شناور است. وجود نارنج شناور در آب، نماد شناوری زمین در کیان است.

کوزه ای پر از آب: نشانه درخواست باران و فراوانی آب است.

ماهی قرمز: در تنگ بلورین، نماد روزی حلال.

تخم مرغ رنگ شده: نشانه رنگارنگی نژادهای مختلف بشری و تأکید بر این که بنی آدم اعضای یکدیگرند.

نان: بنیاد تغذیه است و در سفره نشانه برکت و روزی.

گندم: نماد روزی، فراوانی و برکت.

سیب: نشانه برکت، نعمت و سلامت.

سبزی: سبزه و سنبل نشان شادی، سرسبزی، خوشبختی.

سمنو: نماد فراوانی، خوراک و غذاهای خوب و پرنیرو.

سیر: برای گندزدایی و پاکیزگی محیط زیست و زدودن چشم زخم.

سرکه: برای پاکی محیط و زدودن آلودگی ها.

سماق: نشان برکت آشپزخانه و پخت وپز است.

سنجد: نماد مهر و عشق.

سپند: نماد پیشگیری از چشم زخم

 



تاريخ : سه شنبه 19 اردیبهشت1391 | 17:51 | نویسنده : دانش آموزان jakash

زندگی نامه استاد شهید دکتر مطهری

 

استاد شهيد آيت الله مطهري در ۱۳ بهمن ۱۲۹۸ هجري شمسي در فريمان واقع در ۷۵ کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي
مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال ۱۳۱۶ عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود در حالي که به تازگي موسس گرانقدر آن آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي ديده از جهان فروبسته و رياست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري به عهد گرفته اند.


در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت ۱۲ سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. قبل از هجرت آيت الله العظمي بروجردي به قم نيز استاد شهيد گاهي به بروجرد مي رفته و از محضر ايشان استفاده مي کرده است. مولف شهيد مدتي نيز از محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي در اخلاق و عرفان بهره هاي معنوي فراوان برده است. از اساتيد ديگر استاد مطهري مي توان از مرحوم آيت الله سيد محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آيت الله سيد محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وي در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصيل علم، در امور اجتماعي و سياسي نيز مشارکت داشته و از جمله با فدائيان اسلام در ارتباط بوده است. در سال ۱۳۳۱ در حالي که از مدرسين معروف و از اميدهاي آينده حوزه به شمار مي رود به تهران مهاجرت مي کند. در تهران به تدريس در مدرسه مروي و تأليف و سخنرانيهاي تحقيقي مي پردازد. در سال ۱۳۳۴ اولين جلسه تفسير انجمن اسلامي دانشجويان توسط استاد مطهري تشکيل مي گردد. در همان سال تدريس خود در دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران را آغاز مي کند. در سالهاي ۱۳۳۷ و ۱۳۳۸ که انجمن اسلامي پزشکان تشکيل مي شود .استاد مطهري از سخنرانان اصلي اين انجمن است و در طول سالهاي ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ سخنران منحصر به فرد اين انجمن مي باشد که بحثهاي مهمي از ايشان به يادگار مانده است.

کنار امام بوده است به طوري که مي توان سازماندهي قيام پانزده خرداد در تهران و هماهنگي آن با رهبري امام را مرهون تلاشهاي او و يارانش دانست. در ساعت ۱ بعد از نيمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد ۱۳۴۲ به دنبال يک سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير شده و به زندان موقت شهرباني منتقل مي شود و به همراه تعدادي از روحانيون تهران زندانی مي گردد. پس از ۴۳ روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد مي شود.

پس از تشکيل هيئتهاي موتلفه اسلامي، استاد مطهري از سوي امام خميني همراه چند تن ديگر از شخصيتهاي روحاني عهده دار رهبري اين هيئتها مي گردد. پس از ترور حسنعلي منصور نخست وزير وقت توسط شهيد محمد بخارايي کادر رهبري هيئتهاي موتلفه شناسايي و دستگير مي شود ولي از آنجا که قاضي يي که پرونده اين گروه تحت نظر او بود مدتي در قم نزد استاد تحصيل کرده بود به ايشان پيغام مي فرستد که حق استادي را به جا آوردم و بدين ترتيب استاد شهيد از مهلکه جان سالم بدر مي برد. سنگينتر مي شود. در اين زمان وي به تأليف کتاب در موضوعات مورد نياز جامعه و ايراد سخنراني در دانشگاهها، انجمن اسلامي

کردن محتواي نهضت اسلامي پزشکان، مسجد هدايت، مسجد جامع نارمک و غيره ادامه مي دهد. به طور کلي استاد شهيد که به يک نهضت اسلامي معتقد بود نه به هر نهضتي، براي اسلامي کردن محتواي نهضت تلاشهاي ايدئولوژيک بسياري نمود و با اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود و با کجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال ۱۳۴۶ به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود به طوري که مي توان او را بنيانگذار آن موسسه دانست. ولي پس از مدتي به علت تکروي و کارهاي خودسرانه و بدون مشورت يکي از اعضاي هيئت مديره و ممانعت او از اجراي طرحهاي استاد و از جمله ايجاد يک شوراي روحاني که کارهاي علمي و تبليغي حسينيه زير نظر آن شورا باشد سرانجام در سال ۱۳۴۹ عليرغم زحمات زيادي که براي آن موسسه کشيده بود و عليرغم اميد زيادي که به آينده آن بسته بود در حالي که در آن چند سال خون دل زيادي خورده بود از عضويت هيئت مديره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت.

در سال ۱۳۴۸ به خاطر صدور اعلاميه اي با امضاي ايشان و حضرت علامه طباطبايي و آفيت الله حاج سيد ابوالفضل مجتهد زنجاني مبني بر جمع اعانه براي کمک به آوارگان فلسطيني و اعلام آن طي يک سخنراني در حسينيه ارشاد دستگير شد و مدت کوتاهي در زندان تک سلولي به سربرد. از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۱ برنامه هاي تبليغي مسجدالجواد را زير نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلي بود تا اينکه آن مسجد و به دنبال آن حسينيه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر استاد مطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهيد سخنرانيهاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارک و غيره ايراد مي کرد. بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال ۱۳۵۳ ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت.

اما مهمترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است. اين امر خصوصاً در سالهاي ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷ به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهري اولين شخصيتي است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدين خلق ايران » پي مي برد و ديگران را از همکاري با اين سازمان باز مي دارد و حتي تغيير ايدئولوژي آنها را پيش بيني مي نمايد. در اين سالها استاد شهيد به توصيه حضرت امام مبني بر تدريس در حوزه علمي قم هفته اي دو روز به قم عزيمت نموده و درسهاي مهمي در آن حوزه القا مي نمايد و همزمان در تهران نيز درسهايي در منزل و غيره تدريس مي کند. در سال ۱۳۵۵ به دنبال يک درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته مي شود. همچنين در اين سالها استاد شهيد با همکاري تني چند از شخصيتهاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران » را بنيان مي گذارد بدان اميد که روحانيت شهرستانها نيز به تدريج چنين سازماني پيدا کند.

گرچه ارتباط استاد مطهري با امام خميني پس از تبعيد ايشان از ايران به وسيله نامه و غيره استمرار داشته است ولي در سال ۱۳۵۵ موفق گرديد مسافرتي به نجف اشرف نموده و ضمن ديدار با امام خميني درباره مسائل مهم نهضت و حوزه هاي علميه با ايشان مشورت نمايد. پس از شهادت آيت الله سيد مصطفي خميني و آغاز دوره جديد نهضت اسلامي، استاد مطهري به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار مي گيرد و در تمام مراحل آن نقشي اساسي ايفا مي نمايد. در دوران اقامت حضرت امام در پاريس، سفري به آن ديار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ايشان گفتگو مي کند و در همين سفر امام خميني ايشان را مسؤول تشکيل شوراي انقلاب اسلامي مي نمايد. هنگام بازگشت امام خميني به ايران مسؤوليت کميته استقبال از امام را شخصاً به عهده مي گيرد و تا پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن همواره در کنار رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي و مشاوري دلسوز و مورد اعتماد براي ايشان بود تا اينکه در ساعت بيست و دو و بيست دقيقه سه شنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال ۱۳۵۸ در تاريکي شب در حالي که از يکي از جلسات فکري سياسي بيرون آمده بود يا گلوله گروه نادان و جنايتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت مي رسد و امام و امت اسلام در حالي که اميدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمي عظيم فرو مي روند.

سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.

 



تاريخ : یکشنبه 17 اردیبهشت1391 | 19:49 | نویسنده : دانش آموزان jakash
يه نفر ميره جوراب فروشي ميگه آقا جوراب ميخوام فروشنده ميگه:مردونه ؟يارو دست ميده ميگه: مردونه

 

يه يارو زنگ ميزنه پيتزا فروشي ميگه يه پيتزا مي خواستم. فروشنده ميگه . به نام ... ؟ يارو ميگه . آخ آخ . ببخشيد .به نام خدا , يه پيتزا مي خواستم 

 

تست فيزيك كنكور : سرعت نور چه قدر است؟  1- بد نيست  2- خوب است  3- الحمدالله   4- تو خوبي؟

 

اخيرا کشف کردند که حرف مورد علاقه ي دختر هاي ايراني در زبان فارسي ( پ ) و ( خ ) مي باشد، مثلا : دوست دارند که ( پول ) ( خرج ) کنند. ( پسر ) ( خر ) کنند. ( پدر ) ( خام ) کنند. ( پرايد ) ( خرد ) کنند.  ( پاسپورت ) بگيرند برن ( خارج) . ( پر رو ) و ( خوشگل ) باشند و ... ادامه دارد

 

بر اساس جديدترين تحقيقات ، تنها 20% از مردها عقل دارند! ... مابقي همگي زن دارند

 

سرهنگه داشته امتحان رانندگي مي‌گرفته. از يارو مي‌پرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ طرف ميگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف مي‌كنه مي‌پرسه: يعني چي؟ يارو ميگه: يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف

 

پسره تو خواستگاری از یه دختره می پرسه اسم شما چیه؟ دختره می گه اسم من توی تمام باغچه ها هست. پسره می گه: آهان فهمیدم ، اسمتون شلنگه

 



تاريخ : پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 | 13:8 | نویسنده : دانش آموزان jakash
احادیث: دزد ترین دزد ها کسی است که از نماز خود بدزدد.  (پیامبر اکرم)

اداب زیور های همیشه تازه است. (حضرت علی)

در بهشت هیچ زاد و ولدی وجود نخواهد داشت. (حضرت مهدی)

علم را بجویید مگر این که در چین باشد .(حضرت علی)

نکته ها: مرداب به رود گفت:(( چه کردی که زلالی؟)) رود گفت:(( گذشتم)).

موفق کسی است که از آجرهایی که به طرفش پرت میشود خانه ای زیبا و مجلل بسازد.  



تاريخ : پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 | 8:22 | نویسنده : دانش آموزان jakash
دنياي بهترينها

تاريخ : پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 | 6:39 | نویسنده : دانش آموزان jakash

ابواسحاق صابی ازفضلاونویسندگان قرن۴هجری است.

مدتی در دربارخلیفه عباسی ومدتی در دربارعضدالدوله (بختیارازآل بویه)بود.وی دارای کیش(صابی)بودکه به اصل توحیدایمان دارندولی به اصل نبوت ایمان ندارند.عضدالدوله سعی فراوان کردتاابوالاسحاق به اسلام روی اورداماموفق نشد.وی درماه رمضان به احترام مسلمانان روزه می گرفت وقران رازیادحفظ می کرد.ودرنامه های خویش ازقرآن زیاداقتباس می کرد.وی فاضل وتویسنده وادیب وشاعربودوباسیدرضی دوست بود.وی ذرسال ۳۴۸ازدنیارفت.رضی ۳شعر(قصیده)دراین موردسرود.

بعدهابعضی ازکوته نظران سیدراموردشماتت قراردارندکه کسی که مثل توکه ذریه پیغمبراست شایسته نبودکه مردی صابی مذهب راکه منکرادیان دیگربوددراورمرثیه بگویی وازمردنش اظهارتاسف کنی.

درجواب گفت:من به خاطرعلم وفضلش اورامرثیه گفتم درحقیقت علم وفضیلت رامرثیه گفتم.

هادی احمدی۳/۲



تاريخ : سه شنبه 12 اردیبهشت1391 | 18:12 | نویسنده : دانش آموزان jakash

امام خمینى از ولادت تا رحلت

در روز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهریـور 1281 هجرى شمسى

 ( 1 سپتامپر 1902 میلادى) در شهرستان خمین   از توابع استان مركزى ایران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله علیها، روح الـلـه المـوسـوى الخمینـى پـاى بـر خـاكدان طبیعت نهاد .
او وارث سجایاى آباء و اجدادى بـود كه نسل در نسل در كار هـدایـت  مردم وكسب مـعارف الهى كـوشیـده انـد. پـدر بزرگـوار امام خمینـى  مرحوم آیه الـله سید مصطفى مـوسـوى از معاصریـن مرحـوم آیه الـلـه  العظمـى میرزاى شیـرازى (رض)، پـس از آنكه سالیانـى چنـد در نجف  اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نایل  آمـده بـود بـه ایـران بازگشت و در خمیـن ملجاء مردم و هادى آنان  در امـور دینـى بـود. در حـالیكه بیـش از 5 مـاه ولادت روح الـلـه  نمى گذشت، طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حكومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را كه در برابر زورگـوئیهایشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود، با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسیر خمیـن به اراك وى را بـه شهادت رسانـدنـد. بستگان شهیـد بـراى اجراى حكـم الهى قصاص به  .تهران (دار الحكـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجراى عـدالت اصـرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید

بدیـن ترتبیب امام خـمیـنى از اوان كـودكى با رنج یـتیـمىآشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وى دوران كـودكـى و نـوجـوانى را تحت  سرپرستى مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) كه خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آیـه الـلـه خـوانسـارى ( صاحب زبـده  التصانیف ) بوده است. همچنیـن نزد عمه مـكـرمه اش ( صاحبـه خانم ) كه بانـویى شجاع و حقجـو بـود سپرى كرد اما در سـن 15 سالگى از  نعمت وجـود آن دو عزیز نیز محـروم گـردید.

 

 

حامد سلیمی اصل4/2



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 12 اردیبهشت1391 | 18:8 | نویسنده : دانش آموزان jakash

زندگينامه آیت الله العظمی سید علی خامنه ای (حفظه الله)

رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنه اى فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه‌اى، در روز 24 تيرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. ايشان دومين پسر خانواده هستند. زندگى سيد جواد خامنه اى مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينى، بسيار ساده بود. همسر و فرزندانش نيز معناى عميق قناعت و ساده زيستى را از او ياد گرفته بودند و با آن خو داشتند.
رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنين مى گويند:
«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مى گذشت. من يادم هست شب هايى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيّه مى کرد و... آن شام هم نان و کشمش بود
امّا خانه اى را که خانواده سيّد جواد در آن زندگى مى کردند، رهبر انقلاب چنين توصيف مى کنند:
«منزل پدرى من که در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگى من، يک خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقير نشين مشهد بود که فقط يک اتاق داشت و يک زير زمين تاريک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم ميهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر اين که روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زير زمين مى رفتيم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمين کوچکى را کنار اين منزل خريده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شديم
رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقير امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صميمي، اينگونه پرورش يافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سيد محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را ياد بگيرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسيس اسلامى «دارالتعّليم ديانتى» ثبت نام کردند و اين دو دوران تحصيل ابتدايى را در آن مدرسه گذراندند.

 

حامدسلیمی اصل4/2



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 12 اردیبهشت1391 | 6:13 | نویسنده : دانش آموزان jakash
امکانات(پروانه -ساعت- اوقات شرعی -موس)ایجاد شده توسط مرتضی صیدی

تاريخ : دوشنبه 11 اردیبهشت1391 | 20:15 | نویسنده : دانش آموزان jakash

حتما از آی کیو (ضریب هوشی) شنیدید تا حالا ! عددی که هوش نسبی فرد و مشخص میکنه ! آی کیو در ابتدای قرن بیستم به وسیله (( آلفرد بینه )) و (( تئودور سیمون )) به وجود آمد!

آی کیو تعریف های مختلف داره که چندتاش و براتون میگم :قدرت حافظه کوتاه مدت ، تشخیص الگوها ، استفاده فرد از واژه ها ، درک روابط یا جبر ، اطلاعات عمومی ، محاسبات ریاضیات ، درک فضایی ، منطق و املا و ...

خوب حالا رسیدیم به جذاب ترین بخش یعنی باهوش ترین انسان های تاریخ فقط اینو بگم ضریب هوشی انسان های معمولی بین ۸۵ تا ۱۱۵ و در نابغه ها بین ۱۵۵ تا ۲۰۰ قرار دارد :

باهوش ترین انسان تاریخ (( ویلیام جیمز سایدیس )) آمریکایی در سال ۱۸۹۸ م به دنیا آمد ، در یک سالگی نوشتن را یاد گرفت و در۵سالگی به ۵ زبان رایج دنیا صحبت میکرد و در ۱۱ سالگی استاد دانشگاه هاروارد بود و سرانجام در ۴۶ سالگی درگذشت ۰ ( الفاتحه مع الاخلاص و الصلوات )جالب توجه که ضریب هوشی جیمی ۲۵۰ بوده ضریب هوشی بیل گیتس بنیان گذار شرکت نرم افزاری مایکروسافت ۱۶۰                              

لئوناردو داوینچی   ۲۲۰                      گوته ۲۱۰                                           پاسکال ۱۹۵

نیوتن ۱۹۰                                               لاپلاس ۱۹۰                                       ولتر ۱۹۰

دکارت ۱۸۵                                            گالیله ۱۸۵                                          کانت ۱۷۵

داروین ۱۶۵                                            موزارت ۱۶۵                                   انیشتین ۱۶۰

  حامدسلیمی اصل ۴/۲                                                         

 



تاريخ : یکشنبه 10 اردیبهشت1391 | 12:8 | نویسنده : دانش آموزان jakash

ارزش کار:

 

عبادت بزرگ:

(...قدم هایش رل تندتر کرد. می خواست هر چه زوذتر خود را به خانه برساند. انگار آسمان آتش می بارید. در این بعد از ظهر داغ مدینه ،فقط کسان از خانه بیرون می آمدند کهکار خیلی مهمی داشتند.همین طور به طور که با عجله راه می رفت،از دور چشمش به کسی افتاد که زیر آفتاب سوزان در زمین کشاورزی اش مشغول کار بود. باخودش گفت :حریص و دنیا طلب!مگر پول ومال دنیا چه قدر ارزش دارد که انسان این گونه خودش را برای به دست اوردن آن زحمت ببندازد؟خوب است او رانصیحت کنم .

کمی که نزدیک رفت تعجبش بیشتر شد . درست می بینم؟ او محمدبن علی است؟!خوب دقت کرد بله خود اوست!ببین چگونه عرق میریزد و کار می کند؟!

-سلام علیکم

امام باقر نفس زنان عرق ریزان جواب سلامش را داد و دوباره مشول کار شد.

-آخربزرگی از بزرگان قریش ، در این هوای گرم با این حال عرق بریزد ودر حال دنیا باشد؟! اگر همین حالا مرگ شما فرا رسد و شما در این بمیرد چه خواهد شد؟

حضرت لحظه ای از کار دست کشید:

((اگردر این حال بمیرم در حال عبادت خدا از دنیارفته ام.من تلاش می کنم تا با کار کردن، خودم و خانواده ام را از کمک دیگران بی نیاز سازم. این عبادت خداوند است . اگر قرار باشد از چیزی بترسم باید از این بترسم که در حال گناه و معصیت مرگم فرا رسید.

سرشرا پایین انداخت وکمی فکر کرد. چه جواب حکیمانه ای! می خواستم او را نصیحت کنم اما او مر انصیحت کرد . خدا را شکر که اشتباه خودم پی بردم...))

 

 

ثمرات کاروکوشش

کار و تلاش برای بی نیاز شدن  از دیگران ؛ نه تنها ناپسند نیست بلکه در دین اسلام عبادت های بزرگ شمرده شده است.

رسول خدا ص در این باره می فرماید:

((عبادت ده جزء دارد که نه جزء آن ،کار کسب حلال است.))

 

فایده ی دیگر کا ر کردن ، توانایی برای انفاق ، سخاوتمندی و مشارکت در کار ها ی خیر است.

شما هیچ انسانی علقلی رانخواهید یافت که دوست داشته باشد  از پاداش بزرگ خداوند به سخاوتمندان محروم شود . کسی که خودش نیازمند کمک دیگران باشد، آیا میتواند به دیگران انفاق کند؟

آیا کسی که خودش درآمدی ندارد ،می تواند اموالش را سخاوتمندانه در کار های خیر خرج کند؟یکی دیگر از ثمرات کار بر طرف  ساختن مشکلات اجتماعی است. به گفته  ی کارشناسان کار و اشتغال مناسب می تواند از بسیاری جرایم  وتخلفات اجتماعی مانند مزاحمت های خیابانی جلو گیری کند.

کسب مال حلال

یکی از اصحاب امام صادق ع از ایشان پرسید:کسی که از راه حرام مالی را به دست می آورد  وبرای اینکه گناهش پاک شود ، از همان مال به فقیران کمک میکند یا به خانه ی خدا میر ود  این کار ها نزد خدا چگونه است؟

امام صادق ع فرمود:

آنچه گناهان را پاک می کند ، کارهای نیک است، اما کار حرام نمی تواند حرامدیگری را پاک کند.

بنا براین، اگر کسی اموالش را از راه حرام به دست آورد مرتکب گناه بزرگی می شود که حتی اگر همه آن اموال را نیز در راه کار های خوب مصرف کند نتها گناهش پاک نمی شود بلکه گناهی به گناه هایش افزوده می شود.

خیانت در امانت

همه می دانیم که اگر انسان اموالش را از راه حرام مانن دزدی قما خرید وفروش اجناس قاچاق به دست آورد آن اموال حرام است وهیچ کس نمی تواند از آن استفاده کند.

اما گاهی انسان با این که شغل خوب وحلالی دارد ،اموالی که از آن شغل به دست می آورد حرام است.

مثلا فروش یک وسیله ی بی کیفیت در بسته بندی وسیله باکیفیت

یایا کارمندی که موظف است هر روز در محل کاریش به انجام امور کاری به پردازد، اگر درساعت کاری به وظلیفش نپردازد پولی که دریافت میکند  آن حرام است.

خداوند بزرگ در قرآن به آن ها وعیده غذاب می دهد می فرماید:

((وای بر کم فروشان ، انان که وقتی برای خود پیمانه می کنند،حق خود را بطور کامل می گیرند، اما هنگامی که می خواعند برای دیگران پیمانه یا وزن کنند،کم می گذارند.آیا آن ها نمی دانند که در روزی بزرگ برانگیخته می شوند ؟روزی که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان می ایستند.))

 

 

بر گرفته از کتاب دوم راهنمایی

محمد امین والی



  • فصل زمستان
  • عجله
  • مطالب تبیانی